شاید برای خیلی ها جای سؤال باشد که چرا ماه رمضان، رمضان نامیده شده است؛ آنچه در ذیل می بینید تحقیقی جامع در این باره است:

وجه اوّل

یک وجه این است که این ماه به خاطر تناسبی که با ایّام داشته، چنین نامیده شده است؛ زیرا ماده «رمض» به معنای شدّت حرارت است، هنگامی که نام ماه‏ها را از زبان سریانی به عربی ترجمه کردن، ماه رمضان در آن ایّام مصادف بوده است با فصل شدّت گرما، به همین خاطر «رمضان» نامیده شد: «سمّی رمضان لاشتقاقه من الرمضاء و هی الحجارة المُحماة بالشمس، و لمّا نقلوا أسماء الأشهر من السریانیة إلى العربیة، سمّوها بالأسماء التی وقعت فیها من المواسم، و قد وافق رمضان أیام الحرّ فسمّوه به لذلک»[1] چه اینکه ربیع الأول و ربیع الثانی به خاطر اقتران با ایّام بهار (ربیع) و ماه  جمادی به خاطر مقارنت با ایّامی از زمستان و انجماد آب‏ها و ذی حجه به خاطر اقتران با ایّام حج و ذی قعده به خاطر قعود و نشستن اعراب از جنگ در آن ایّام چنین نامیده شده‏اند.[2]


وجه دوّم

مقدّمه: سوزاندن مدل‏های مختلفی دارد: گاهی سوزاندن با آتش است، -که غالباً همراه با دود است-، گاهی هم سوزاندن با آب جوش است که دودی به همراه ندارد؛ گاهی نیز سوزاندن به وسیله اشعه و ... است مانند سوزاندن خال و خالکوبی و ....؛ گاهی هم تماس پوست بدن با ابزار و وسایل داغ است که موجب سوختن آنها می‏شود مانند وقتی که در گرمای زمستان با پای برهنه داخل حیاط برویم و یا مانند اینکه دسته کتری داغ شده باشد و با دست آن را برداریم!

مادّه «رمض» به معنای شدّت حرارت است و به همین خاطر به سنگ‏های سوزان بیابان که از آفتاب سیراب شده و پوست پای عابران را می‏سوزانند، «رمضاء» گفته شده است. این سنگ‏های بیابانی به قدری داغ می‏شوند که اگر پوست پای انسان با آنها تماس داشته باشد، از شدّت گرما، پوست پا به آن می‏چسبد و می‏سوزند، مانند وقتی که دست به لیوانهای یخ‏زده داخل فریزر می‏زنیم و دستمان به لیوان می‏چسبد! این ماه شریف نیز رمضان نامیده شده است، زیرا این ماه، به واسطه روزه و کارهای نیک در این ایّام گناهان مؤمنین را می‏سوزاند: از پیامبر اکرم2 نقل شده است: «وَ إِنَّمَا سُمِّیَ رَمَضَانَ لِأَنَّهُ تُرْمَضُ فِیهِ الذُّنُوبُ أَیْ تُحْرَقُ».[3]

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره بخشایش گناهان در این ماه مبارک چنین می‏فرماید: «مَنْ صَامَ شَهْرَ رَمَضَانَ إِیمَاناً وَ احْتِسَاباً وَ کَفَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ لِسَانَهُ عَنِ النَّاسِ قَبِلَ اللَّهُ صَوْمَهُ وَ غَفَرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ أَعْطَاهُ ثَوَابَ الصَّابِرِینَ»[4]

شرح: غفر له ما تقدّم: یعنی حساب سابق صاف؛ ما تأخّر یعنی توفیق ترک گناه هم به او  داده می‏شود نه اینکه مجوّز ارتکاب گناه در آینده باشد! شاید هم به این معنی باشد که آثار وضعی گناهان پیشین وی که در آینده دامنگیر او خواهد شد، با لطف الهی مرتفع می‏گردد، مفسّرین این وجه را در تفسیر آیه شریفه «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ»(فتح/2) ذکر کرده‏اند.

امام صادق (علیه السلام): «من لم یغفر له من شهر رمضان لم یغفر له من قابل إلاّ أن یشهد عرفه»[5]

تمثیل: اگر کسی در ماه مبارک رمضان مشمول مغفرت الهی نشود، باب مغفرت تا روز رفه و یا تا سال آینده بسته می‏شود، مانند سالن‏های غذاخوری در محیطهای خوابگاهی که فقط ساعاتی خاصی غذا را توزیع می‏کنند و در غیر آن ساعات تعطیل هستند و یا مثل سایت ثبت اطلاعات یارانه‏ها که تا موعد خاصی بسته می شود!

وجه سوّم

مقدّمه: خداوند تعالی نام‏های فراوانی دارد؛ در برخی روایات اشاره شده است که خداوند متعال نود و نُه اسم دارد که هر کس خدا را با آن اسم‏ها بخواند دعایش مستجاب می‏شود[6].

مطابق با برخی از روایات، یکی از اسماء خداوند تبارک و تعالی «رمضان» است، و علّت نامگذاری این ماه به «ماه رمضان» این است که این ماه، ماه خداوند است و خداوند سفره رحمت و مغفرت خویش را در این ماه برای بندگانش گسترده است و بندگان در این ماه میهمان سفره مغفرت الهی هستند.

از این رو ائمّه معصومین. از تعابیری همچون «رمضان آمد، رمضان تمام شد، هنوز رمضان نشده است و ...» نهی کرده‏اند؛ زیرا رمضان اسم خداست و اینگونه تعابیر مترادف است با اینکه نعوذ بالله- بگوییم: «خدا آمد، خدا تمام شد و ...»؛ بلکه صحیح این است که بگوییم: «ماه رمضان آمد، ماه رمضان تمام شد و ...»: «عنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ , قَالَ کُنَّا عِنْدَهُ ثَمَانِیَةَ رِجَالٍ فَذَکَرْنَا رَمَضَانَ، فَقَالَ: لَا تَقُولُوا هَذَا رَمَضَانُ وَ لَا ذَهَبَ رَمَضَانُ وَ لَا جَاءَ رَمَضَانُ؛ فَإِنَّ رَمَضَانَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَجِی‏ءُ وَ لَا یَذْهَبُ وَ إِنَّمَا یَجِی‏ءُ وَ یَذْهَبُ الزَّائِلُ وَ لَکِنْ قُولُوا شَهْرُ رَمَضَانَ؛ فَإِنَّ الشَّهْرَ مُضَافٌ إِلَى الِاسْمِ وَ الِاسْمُ اسْمُ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ جَعَلَهُ مَثَلًا وَ عِیداً».[7]

وجه چهارم

از پیش از اسلام تا کنون، چهار ماه به عنوان ما‏ه‏های حرام شناخته می‏شد که جنگ و نزاع و درگیری در آن‏ها حرام و ممنوع بود؛ به طوریکه اگر کسی قاتل پدرش را هم در این ماه می‏دید با وی کاری نداشت! این چهار ماه عبارتند از: «رجب، ذى العقده، ذى الحجه، محرّم».

برخی گفته‏اند کلمه «رمضان» از ماده «رمضتُ النصل» گرفته شده است که به معنای تیز کردن شمشیر با گذاشتن آن بین دو لایه از سنگ است؛ زیرا عرب‏ها در این ماه شمشیر‏های خود را تیز می‎کردند تا در ماه شوال و قبل از رسیدن ماه‏های حرام به جنگ با دشمنان خود بپردازند: «و قیل: من رمضت النصل: رققته بین حجرین لیرق ... و کانوا یرمضون أسلحتهم فی هذا الشهر لیحاربوا بها فی شوّال قبل دخول الأشهر الحرام».[8]

وجه پنجم

برخی گفته‏اند کلمه «رمض» به معنای بارانی است که قبل از پاییز می‏آمده است و زمین را از گرد و غبار تابستانی پاک می‏کرده است: «قیل: هو مشتق من الرمض، و هو مطر یأتی قبل الخریف یطهر الأرض من الغبار».[9] ماه رمضان را نیز «رمضان» نامیده اند یا به خاطر مصادفت با ایّام بارش این باران بوده است، یا از باب تشبیه است، چرا که این ماه غبار گناهان را از دل‏های مؤمنین روزه‏دار می‏زداید.[10]

وجه ششم

همانطور که گفته شد یکی از معانی ماده «رمض» سوزاندن و احتراق است؛ برخی گفته‏اند این ماه «رمضان» نامیده شده است، زیرا در این ماه قلوب مؤمنین از موعظه و ذکر امور اخروی می‏سوزد: «و قیل: لأنّ القلوب تحترق من الموعظة فیه و الفکرة فی أمر الآخرة».[11]

وجه هفتم

عدّه‏ای گفته‏اند نامگذاری این ماه به «رمضان» بدین خاطر است که مردم در هنگام روزه به خاطر عطش شدید و گرمای طاقت فرسا، گویا جگرهایشان می‏سوخت: «و قیل فی وجه التسمیة إنّه إنّما سمّی الشهر بذلک لارتماض الناس و احتراقهم فی حرّ الجوع و العطش بصومه»[12]. 



[1]. تفسیر بیان المعانی، ج‏5، ص: 133.

[2]. البحر المحیط فی التفسیر، ج‏2، ص: 173: «رمضان علم على شهر الصوم، و هو علم جنس، و یجمع على: رمضانات و أرمضة، و علقة هذا الاسم من مدة کان فیها فی الرمضى، و هو: شدة الحرة، کما سمی الشهر ربیعا من مدّة الربیع، و جمادى من مدّة الجمود، و یقال: رمض الصائم یرمض: احترق جوفه من شدة العطش، و رمضت الفصال: أحرق الرمضاء أخفافها فبرکت من شدّة الحر، و انزوت إلى ظلّ أمهاتها، و یقال: أرمضته الرمضاء: أحرقته، و أرمضنی الأمر». و فی التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏4، ص: 230: «و التحقیق‏: أنّ کلمة رمضان فی الأصل مصدر کالحیوان و الجولان، ثمّ جعل اسما للشهر، و منع من الصرف للعلمیّة و الألف و النون الزائدتین، و وجه التسمیة شدة حرارة الفصل الّذى وضع له هذا الاسم» و أیضاً نقل فی التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج‏1، ص: 387 و تفسیر روح البیان ج‏1 ص293

[3]. روایت نبوی بدین مضمون نقل شده است: «الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِیُّ فِی لُبِّ اللُّبَابِ، عَنِ النَّبِیِّ 3 أَنَّهُ قَالَ أَتَدْرُونَ لِمَ سُمِّیَ شَعْبَانَ لِأَنَّهُ یَنْشَعِبُ فِیهِ خَیْرٌ کَثِیرٌ لِرَمَضَانَ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ رَمَضَانَ لِأَنَّهُ تُرْمَضُ فِیهِ الذُّنُوبُ أَیْ تُحْرَقُ». مستدرک ‏الوسائل ج 7 ص 546 ، باب 26، باب نوادر ما یتعلق بأبواب الصوم‏؛ این وجه در البحر المحیط فی التفسیر، ج‏2، ص: 173و التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج‏1، ص: 387 و تفسیر روح البیان ج‏1 ص293نیز آمده است.

[4]. وسائل‏الشیعة ج : 10 ص : 164

[5]. مستدرک‏الوسائل ج : 7 ص : 437

[6]. وسائل‏الشیعة ج 7 ص140،  باب63 : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ 2: «لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ اسْماً مَنْ دَعَا اللَّهَ بِهَا اسْتُجِیبَ لَهُ وَ مَنْ أَحْصَاهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها»

[7]. الکافی ج 4 ص 69 ،باب فی النهی عن قول رمضان بلا شهر ؛ تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة ج‏1ص172: «شهر رمضان عبارة عن مقام ظهور النّفس بالإمساک عن غیر اللّه و التّوجّه الى اللّه و لذا سمّى بشهر رمضان فانّ رمضان اسم للّه تعالى». و تفسیر روح البیان ج‏1 ص293.

[8]. البحر المحیط فی التفسیر، ج‏2، ص: 173: و قیل: من رمضت النصل: رققته بین حجرین لیرق، و منه: نصل رمیض و مرموض، عن ابن السکیت. و کانوا یرمضون أسلحتهم فی هذا الشهر لیحاربوا بها فی شوّال قبل دخول الأشهر الحرام، و کان هذا الشهر فی الجاهلیة یسمى: ناتقا أنشد المفضل:  و فی ناتق أحلت لدى حرمة الوغى    و ولت على الأدبار فرسان خثعما

[9]. البحر المحیط فی التفسیر، ج‏2، ص: 173.

[10]. این قول به خلیل بن احمد فراهیدی نسبت داده شده است: «فعن الخلیل: أنه من الرمض بتسکین المیم و هو مطر یأتی وقت الخریف و یطهر وجه الأرض عن الغبار، سمی الشهر بذلک لأنه یطهر الأبدان عن أوضار الأوزار» تفسیر غرائب القرآن رغائب الفرقان، ج‏1، ص: 500

[11]. نقل فی البحر المحیط فی التفسیر، ج‏2، ص: 173؛ مرحوم علاّمه مصطفوی در نقد این قول می‏نویسد: «و لا یخفى أنّ هذه التسمیة کانت قبل الإسلام و قبل تکلیف الصیام، و قول بعضهم فی وجه التسمیة: انّه بمنظور الحرارة الباطنیّة فی الصوم، غیر وجیه.» التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏4، ص: 230

[12]. زبدة البیان فی أحکام القرآن، ص: 158