روزی که انسان شک دارد آخر ماه شعبان است یا اوّل ماه رمضان، «یوم الشک» نامیده می‏شود. با توجّه به اینکه در بین مردم گفتگو می‏شود که در شبِ آن روز، ماه دیده شده یا نه، و یا کسانی که شهادت به دیدن ماه می‏دهند شرایط لازم را ندارند، باعث شک و تردید می‏شود، آن روز به این عنوان نام گرفته است.

گرفتن روزه در آن روز نه تنها واجب نیست، بلکه اگر کسی به نیّت ماه رمضان روزه بگیرد کار حرامی انجام داده است و روزه‏اش نیز باطل است. لکن اگر کسی بخواهد آن روز را روزه بگیرد باید به نیّت آخر ماه شعبان و یا روزة قضا (اگر به ذمّه داشته باشد) بگیرد. [i] و اگر احیاناً معلوم شد که اوّل ماه رمضان بوده است به جای روز اوّل ماه رمضان کفایت می‏کند.[ii]

نیّت ما فی الذمّه در روزه یوم الشک (یعنی به نیّت آن چه که فعلاً خدا از او خواسته است) و یا به صورت مردّد (که اگر ماه رمضان است روزهة ماه رمضان باشد و اگر آخر شعبان است، روزة قضا یا استحبابی باشد) نیز اشکال ندارد.[iii] گرچه بهتر است به همان صورت قضا یا استحباب نیّت کند.[1]

روزه دار اگر در اثناء روز یوم الشک متوجّه شود که این روز اوّل ماه رمضان است، باید فوراً نیت خود را به روزۀ ماه رمضان برگرداند.[iv]


[1]. آیت الله صافی (دام ظلّه) در این باره می‏نویسد: «و إذا صامه على نحو التردید فی النیّة و أنّه إن کان من رمضان فهو واجبٌ و إلاّ فهو مستحبّ، لم یصحّ. نعم إذا کان بنحو‌ التردید فی المَنْوِیِّ بأن یصومه بنیَّة القربة المطلقة بقصد ما فی الذمّة، و کان فی ذهنه أنّه إمّا من رمضان أو غیره، فالأقوى الصحّة» هدایة العباد (للصافی)، ج‌1، ص: 216‌.



[i]. پرسش‏ها و پاسخ های دانشجویی، احکام روزه، ص 119، م 217.

[ii]. تحریر الوسیلة، ج‌1، ص: 280‌، مسألة 5:  یوم الشک فی أنّه من شعبان أو رمضان یبنی على أنّه من شعبان، فلا یجب صومه، و لو صامه بنیة أنه من شعبان ندبا أجزأه عن رمضان لو بان أنه منه، و کذا لو صامه بنیة أنه منه قضاء أو نذرا أجزأه لو صادفه، بل لو صامه على أنه إن کان من شهر رمضان کان واجبا و إلا کان مندوبا لا یبعد الصحة و لو على وجه التردید فی النیة فی المقام، نعم لو صامه بنیة أنه من رمضان لم یقع لا له و لا لغیره‌. بقیه مراجع: توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)، ج‌1، ص: 889.

[iii]. تحریر الوسیلة، ج‌1، ص: 280‌، مسألة 5؛ گلپایگانی، خویی، تبریزی، بهجت، زنجانی، سیستانی در توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)، ج‌1، ص: 889؛ استفتاءات (بهجت)، ج‌2، ص: 342.

[iv]. توضیح المسائل (محشى - امام خمینى)، ج‌1، ص: 889.