تحریف در لغت از ریشه «حرف» به معناى کناره، جانب و اطراف یک چیز گرفته شده و تحریف چیزى، کنار زدن و کج کردن آن از جایگاه اصلى خود و به سوى دیگر بردن است‏ا: محمد هادى معرفت، مصونیت قرآن از تحریف، ترجمه محمد شهرابى، (قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه، چاپ اول 1376)، ص. 19.

تحریف در اصطلاح قرآن‏شناسى داراى اقسامى است از جمله:

1 تحریف با تعویض کلمات یعنى، برداشتن کلمه‏اى و جایگزین کردن آن با کلمه‏اى دیگر

2 تحریف به زیاده یعنى، افزودن کلمه یا جمله‏اى به آیات قرآن

3 تحریف به نقیصه یعنى، ساقط کردن کلماتى از قرآن و یا اعتقاد به اینکه کلمه، آیه یا سوره‏اى از قرآن کریم ساقط شده است. دیگر اقسام آن عبارت است از:. 1 تحریف معنوى،. 2 تحریف موضعى،. 3 تحریف در قرائت،. 4 تحریف در لهجه و گویش‏(1).

هیچ یک از این اقسام، به ساحت قرآن کریم راه ندارد. اساساً تحریف کتاب آسمانى، بدین معنا است که این تغییرات به گونه‏اى انجام پذیرد که دیگر کلام الهى، به درستى شناخته نشود و از دسترس بشر خارج گردد و یا چیزى به عنوان کلام خدا شناخته شود که سخن او نیست. مصونیت قرآن از تحریف، به معناى «ماندگارى» متن اصلى قرآن و آشنایى با آن در میان مردم است به گونه‏اى

که هیچ‏گاه مسلمانان و دیگر جوامع بشرى، از شناخت و دسترسى به متن اصلى آن محروم نشده و کلام خدا را از غیر آن با وضوح و آشنایى کامل تمیز خواهند داد.

این به معناى آن نیست که بدخواهان از تغییر و تصرف در الفاظ قرآن، به هر شکلى ناتوان‏اند بلکه خیانت بدخواهان به نتیجه نمى‏رسد و براى مسلمانان شناخته شده و خنثى است. تحریف قرآن در اینترنت نیز از این قاعده مستثنا نیست و خیانت آنان، براى عموم آشکار مى‏شود و هیچ‏گاه نمى‏توانند با این گونه ترفندها، متن اصلى قرآن را تغییر دهند.

به طور کلى در رابطه با تحریف ناپذیرى قرآن، دلایل متعددى اقامه شده است که از جمله آنها «گواهى تاریخ» است. پژوهش‏هاى تاریخى و مقایسه بین قرآن‏هاى موجود و قرآن‏هاى صدر اسلام، نشان مى‏دهد که حتى یک کلمه از این کتاب الهى، کم یا زیاد نشده است.

اینجا به بیان بخشى از آنها به طور اختصار اکتفا مى‏کنیم:

. 1 برهان حکمت‏

(2)

خداوند آخرین کتاب آسمانى خود را به نام قرآن، براى هدایت بشر فرستاده است. خداوند دیگر نه کتابى مى‏فرستد و نه پیامبرى بنابراین قرآن اولین و آخرین منبع هدایت بشر تلقى مى‏شود. تحریف چنین کتابى برابر با عدم حفظ خداوند و مساوى با گمراهى بشر است و این با حمید و حکیم بودن خداوند سازگار نیست. بنابراین خداوند خود به مقتضاى حکیم بودنش این کتاب را حفظ

مى‏کند.

. 2 برهان اعجاز

این دلیل به تعبیر علامه طباطبایى‏(3) بهترین و متقن ترین دلیل براى صیانت قرآن در زمان کنونى به شمار مى‏رود. تقریرش این است که همان وجوه اعجازى که براى قرآن زمان رسول‏اللَّه وجود داشت (مثل تحدى، فصاحت و بلاغت و زیبایى الفاظ آن، روحانى و معنوى بودن آن، هدایت انسان به سوى حق، صدق مطلق مطالب آن و

بالاخره خیلى از اوصاف دیگر) بر همین قرآن کنونى منطبق و یافت مى‏شود. بى‏تردید در صورتى که بین این فاصله زمانى کمترین نقصان و یا اضافه‏اى در آن به وقوع مى‏پیوست، به طور یقین دیگر از آن اوصاف خبرى نمى‏ماند و حال آنکه همه آنها در قرآن کنونى باز هم یافت مى‏شود.

. 3 برهان خاتمیت‏

قرآن از طرفى، در چندین جا تصریح مى‏کند که کلام خدا و سند نبوت است و کتاب اسلام به شمار مى‏آید(4) و از طرف دیگر، دین اسلام را دین خاتم معرفى مى‏کند(5). روشن است که معناى خاتمیت، مصونیت از تحریف است. اما سخن در این است که چه چیزى از دین باید مصون از

تحریف باشد؟ یقیناً آنچه به نام دین و مجموعه هدایت الهى براى یک پیامبر نازل گشته است یعنى، کتاب او باید مصون از تحریف باشد و این شرط لازم مصونیت دین از تحریف است‏(6).

. 4 برهان تحدى دائمى‏

قرآن در همه زمان‏ها و مکان‏ها و حتى در زمان حاضر، توان و قدرت فکرى و ذهنى بشر را براى همانندسازى به مبارزه فرا مى‏خواند. اما بشر حاضر مثل انسان‏هاى گذشته، عاجزانه در مقابل آن شکست را پذیرا مى‏شود. از این ناتوانى موجود به راحتى مى‏توان پى برد که حتى قرآن کنونى به تحریف دچار نشده است.

. 5 برهان جامعیت‏

قرآن در راستاى هدایت و راهنمایى بشر، از بیان چیزى که لازمه بشر در امر سعادت باشد، فروگذارى نکرده است. قرآن حاضر همانند قرآن موجود در گذشته‏ها داراى این صفت است. حال اگر قرآن در زمان حاضر به چنین صفتى است، چگونه مى‏توان احتمال نقصان یا زیادت را در آن داد؟ بنابراین قرآن کنونى از هر گونه تغییرى مصون است.

. 6 برهان تواتر

تمام آیات و سوره‏هاى کنونى قرآن مجید، همانند قرآن گذشته، دست به دست و سینه به سینه به طور همگانى توسط مسلمانان نقل گردیده است. این تواتر منطقى، دلالت مى‏کند هیچ کلمه و آیه یا سوره‏اى، نه از قرآن کاسته شده و نه بر آن افزوده شده است. بنابراین قرآن کنونى با توجه بر واجد بودن صفت تواتر، از هرگونه تحریفى سالم است.

. 7 شیوه وحیانى قرآن‏

این برهان مبتنى بر نوع نگرش مسلمانان بر مسئله وحى و تمایز مسیحیان از آن است. مسلمانان معتقدند وحى در واقع تکلم و گفتار لفظى خداوند است که به وسیله جبرئیل به پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏رسید و پیامبرصلى الله علیه وآله موظف بود عین همان الفاظ را بر مردم برساند. اما مسیحیان بر این باورند که وحى در حقیقت انکشاف خدا و تجربه انسان است که در بشر تجلى

مى‏کند و این عامل انسانى است که آن را در مقام بازگو تعبیر مى‏کند و لذا ممکن است در تعبیر آن مرتکب اشتباه هم بشود. روشن است که طبق نگرش اول به یقین الفاظ قرآن نمى‏تواند از نقش عامل انسانى متأثر شود. از این رو، چاره‏اى جز پذیرفتن تحریف ناپذیرى قرآن بر اساس دیدگاه مسلمانان در بین نمى‏ماند.

. 8 شیوه بیانى قرآن‏

قرآن در جهت تعارض با منافع زورمندان و سلطه جویان، بیش از آنکه به نام اشخاص بپردازد به بیان شاخص‏ها توجه کرده است و به استثناى تصریح نام ابولهب و همسرش، به موارد جزئى نپرداخته است. و این یکى از تمهیدات الهى در مصونیت قرآن است که به نوبه خود باعث گردیده، براى کسى انگیزه کتمان یا تحریف آیات پیش نیاید و بهانه‏اى براى دسیسه حاکمان به طور

آشکار نباشد.

. 9 شیوه نزول قرآن‏

(7)

یکى از تمهیدات الهى براى مصون ماندن قرآن، نزول تدریجى آن، آن هم با سبک و برنامه‏اى ویژه است. در مدت تقریباً 23 سال، آیات قرآن به دو شکل نازل شده است. آیاتى که در آغاز بعثت در مکه نازل گردیده، آیاتش کوتاه و موزون است مانند «وَ الضُّحى وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى...» و یا «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ...». این مقاطع کوتاه و

موزون در حفظ آیات، تأثیر بى‏شائبه‏اى داشته است، آن هم در میان مردم روزگارى که امى بوده‏اند. اما در سال‏هاى بعد، آیات و سوره‏هاى بزرگ‏ترى در مدینه نازل شده است زیرا در مدینه، هم آرامش بیشترى براى مسلمانان بوده و هم امکانات نوشتن و ثبت آیات وجود داشته است. بالاخره، نزول تدریجى قرآن، این نتیجه را داشت که وقتى حتى چند آیه نازل مى‏شد، پیامبر آن را براى

مسلمان‏ها مى‏خواند (و آنان نیز حفظ مى‏کردند) و بعد آیه‏اى دیگر نازل مى‏گشت.

. 10 شیوه تعلیم قرآن‏

در تاریخ قرآن مهم است بدانیم که پیامبرصلى الله علیه وآله چگونه آیات را به مردم مى‏خوانده و آنها را تعلیم مى‏داد؟ راوى مى‏گوید: پیامبرصلى الله علیه وآله در مدینه هر بار ده آیه به ما مى آموخت. ما ده آیه را یاد مى‏گرفتیم، سپس ده آیه دیگر و... براى مثال، یکى از صحابه در مسجد دمشق 1600 شاگرد را تعلیم قرآن مى‏داده است. به این شکل که آنها را به گروه‏هاى ده نفرى تقسیم کرده

بود و هر ده نفر یک ناظر داشته اند که مجموع این ناظران و سرگروه‏ها 160 نفر مى‏شدند. افزون بر آن‏(8) به شهادت تاریخ، در صدر اسلام عده زیادى از مسلمانان- که تعداد آنان را تا 43 نفر نوشته‏اند به دستور پیامبرصلى الله علیه وآله هر آیه و یا سوره‏اى که نازل مى‏شد، بلافاصله مى‏نوشتند از جمله معروف‏ترین

اصحاب پیامبر که به نوشتن قرآن اهتمام خاصى مى‏ورزیدند، حضرت على‏علیه السلام و زید بن ثابت بودند.

. 11 اهتمام مسلمانان‏

بى‏شک از اهتمام پیامبرصلى الله علیه وآله بر قرائت قرآن و تحفیظ آن بر مسلمانان‏جامعه آن روز فضیلت بزرگى براى حفظ قرآن قائل شده بود. مؤمن و منافق در این جهت بر یکدیگر سبقت مى‏گرفتند. معاشرت و انس با قرآن، جزو آداب و رسوم مردم در آمده بود و در مسائل و مشکلات خود به آن مراجعه مى‏کردند. تقدّس و فضیلت یافتن قرآن نزد مسلمانان، این نتیجه را به دنبال داشت که

کسى نمى‏توانست ایده تغییر قرآن را در سر بپروراند(9).

اهتمام به نگه‏دارى و حفظ قرآن کریم در میان مسلمانان به اندازه‏اى بود که پس از نبى اکرم و در زمان خلافت ابوبکر، وقتى در جنگ یمامه تعدادى از حافظان قرآن کشته شدند، مسلمانان تصمیم گرفتند توجه بیشترى در حفظ قرآن به خرج دهند و به این منظور همه نسخه‏هاى قرآن را در یک جا جمع‏آورى کرده و از اینکه نقصانى در آنها واقع شود، جلوگیرى نمودند. حفظ این نسخه‏ها به

شدت مورد توجه قرار گرفت و همین طور نسل بعد، قرآن را سینه به سینه حفظ مى کردند و به نسل بعد انتقال مى دادند(10).

. 12 تکامل خط و کتابت‏

براى حفظ یک متن به صورت اصلى، باید شرایط طبیعى چنین امرى فراهم باشد. در عصرهاى گذشته تکامل خط و پیشرفت کتابت به آن میزان نبوده است که بتواند متنى را در بستر خویش و به صورت کامل حفظ کند. البته با رشد تمدن بشرى، زمینه‏هاى لازم براى چنین امرى پدیدار مى‏شد چنان که به نظر برخى‏(11) در زمان رسول‏اللَّه شرایط و موقعیت حصول چنین کارى مهیا شد و زمینه را براى حفظ و صیانت قرآن فراهم آورد.

براى مطالعه بیشتر ر. ک:

الف. محمد هادى معرفت، تاریخ قرآن، (تهران: سمت، چاپ دوم 1377)، صص 167- 154

ب. محمدتقى مصباح یزدى، قرآن‏شناسى، (قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، چاپ اول، 1376)

پ. حسن حسن‏زاده آملى، قرآن هرگز تحریف نشده است

ت. محمد هادى معرفت، التحقیق فى نفى التحریف عن القرآن.

(1) جهت آگاهى بیشتر نگا: همان، صص 26-. 22
000 (2) قرآن شناسى، ج 1، ص. 216
000 (3) سید محمد حسین طباطبایى، قرآن در اسلام، ص. 117
000 (4) مانند آیه 34 سوره طور و آیه 88 سوره اسراء (17).
000 (5) مانند آیه 85 سوره آل عمران و آیه 40 سوره احزاب.
000 (6) همان، ص 66 و درباره خاتمیت ر. ک: مجموعه آثار استاد مطهرى، ج 2، ص 183 و ج 3، ص 153).
000 (7) کیهان اندیشه، شماره 28، مقاله تحریف ناپذیرى قرآن، علامه مرتضى عسکرى.
000 (8) ابو عبدالله زنجانى، تاریخ القرآن، ص 42، موسسه الاعلمى، بیروت.
000 (9) محمدتقى مصباح یزدى، قرآن شناسى، ج 1، ص 215، (نشر مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى).
000 (10) سید محمد حسین طباطبایى، ترجمه المیزان، ج 12، ص 167- 161، مرکز نشر فرهنگى رجا.


(11) علامه خوئى، ترجمه البیان، ج 1، ص 309، (نشر مجمع ذخائر اسلامى- قم،

1360 ش)